X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
یکشنبه 19 آبان‌ماه سال 1387
تخت جمشید و ابدیت ایران

تخت جمشید، کاخ داریوش و خشایارشا، عیناً با تصویری که از جهان هخامنشی پس از خواندن اعلامیه کوروش و تعلیمات زرتشت در ذهن پیدا میشود وفق میدهد .

ایران شناسان در بیان عظمت تخت جمشید معمولا به ارزش هنری و فنی آن می پردازند و از روی این ارزش آن بنا را در ردیف بزرگترین آثار بشر میگذارند. تا روزگار هخامنشیان هرگز بشر بنائی بوسعت تخت جمشید نساخته (130000 متر مربع زیر بنا بوده) و در هیچ اثر باستانی به اندازه تخت جمشید تمام قدرت فنی و هنری یک مرحله اصلی از تاریخ بشر با هم جمع نشده و در هیچ مجموعه هنری جوری و هم آهنگی جزئیات با طرح و منظور کلی بهاندازه تخت جمشید رعایت نگردیده است .

حتی در خرابی تخت جمشید ، امروز از خیره کننده ترین مناظر دنیاست. شاید این کاخها زیباترین کاخهائی است که بشر چه در گذشته و چه در دنیای جدید ساخته است .

تخت جمشید ایمان و شوق به زندگی مردمی را میرساند که خود را بر تمام جهان متمدن مسلط میدیده و این تسلط را همیشگی می پنداشته اند .

هخامنشیان یکتاپرست بودند و تمام جهان را مخلوق اهورامزدا و همه مردم را موظف

میدانستند چون سرباز با اهورامزدا بر علیه اهریمن و عوامل تبهکارش بجنگند تا پاکی و راستی و روشنائی، پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک، مسلم شود تا ضعف و بیماری و مرگ برافتد، تا خود و خانواده شان به رفاه و شادی برسند تا زمینهایشان آباد و همسایگانشان خوشوقت باشند. ایرانیان توانستند از ترکیب ظواهرموجودات با مفاهیم معنوی و آسمانی صورتهای تازه ای خلق کنند که نماینده عقائی مذهبی آنان باشد و بشر را به عوالمی بزرگتر و بالاتر از وجود و محیط زندگانی روزانه اش متوجه سازد. تخت جمشید در نظر اول وقار و قدرت و نظم و ادب و پس از دقت بیشتر اعتماد بنفس و ایمان و سربلندی مردمی را میرساند که سرنوشت خود را روشن میدیدند و به آتیه امیدوار بودند و خود را وابسته سازمانی بزرگ که منشا تمام خوبیها و قدرتها است میدانستند .

هخامنشیان بنائی ساختند که ایمانشان را به ابدیت شاهنشاهی ایران برساند و نماینده منتهای شکوه و قدرت باشد بدون آنکه ملل تابع ایران در برابر آن خود را بینوا و شرمنده ببینند، آن قسمت از نقشهای تخت جمشید که نشان میدهد شاهنشاه را چند ردیف مردم به نمایندگی ملل تابع ایران برروی دست بلند کرده اند این منظور را خوب مجسم میسازد، این مردم با وقار کامل و به تمام قد ایستاده و روبروی خود نگاه میکنند و لباسهای آبرومندی که شاید لباسهای تشریفاتشان بوده در بردارند. این مردم شاهنشاه را بهمان صورت روی دست بلند کرده اند که مثلا مردم یک قهرمان ورزشی را پس از پیروزی بر روی دست بر میدارند و میبرند برعکس در کشور های دیگر، چه پیش از هخامنشیان و چه بعد از آنان وقتی فرمانروا یا پادشاهی میخواسته عظمت خود را برساند معمولا ملل مغلوب یا تابع را خمیده و یا بزمین افتاده، در غل و زنجیر و گریان و خونین نشان میداده است. رجال ملل مختلف که روزهای جشن و یا به مناسبات دیگر به تخت جمشید میآمدند و صورت هم میهنان خود را میدیدند دلیلی نداشت که برنجند و سرافکنده باشند بلکه آنان نیز به احتمال قوی از اینکه مشمول چنین قدرت و جلالی هستند بخود می بالیدند .

پین از مورخین بنام در مورد هخامنشیان چنین مینویسد :

رژه پیروزمندانه آورندگان هدیه و خراج و سربازان شاهی نفس انسان را قطع میکند، اینها متوجه تشخیص خود هستند و آهسته راه میروند، گاهی یک تبسم بسیار کوچک در گوشه لبهایشان هست ولی غالبا فقط حالت پختگی وقار آمیزی را نشان میدهند که من در هیچ کجای دیگر ندیده ام، نه در معبدهای چینیها نه در غارهای هندیها و نه در مجسمه های مغرب، بطور مسلم هیچ مبالغه آمیز نیست آنها راستی را می پرستیدند .

در مجسمه های بابل چشمها نیمه بسته است چشمهای هخامنشی بکلی باز است و به جهان با اعتماد و با احساس یک قدرت خداوندی نگاه میکند .

همچنین دیگر مورخین نیز عقاید مختلفی را در مورد هخامنشیان دارند بریتانیکا و فراری و دورانت هر یک در مورد تخت جمشید مطالب زیبایی نوشته اند :

برتانیکا :

تمام عواملی که هخامنشیان از ملل دیگر فرض میشود اقتباس کرده باشد در یک واحد سازمانی ترکیب شده و بزرگترین اثری را که معماری خاورمیانه ممکن میدانست خلق نمود، بنابرابن نتیجه یک هنر ملی نیست بلکه هنر یک امپراطوری جهانی است .

فراری :

هنر و معماری هخامنشیان امپراطوری است با عظمت از حیث ابعاد و خیره کننده در جزئیات، شاید بزرگترین مشخص این معماری بلندی ستونها ونقشهای دقیق منبت کاری و رنگ آمیزی و برجسته کاریها نیست بلکه بیشتر استفاده از فضاست، یکی از کمکهای ایرانیان بمعماری طرح گنبدهای بزرگ و استفاده موفق آمیز از فضاهای بزرگ است، قوسهای نوکدار و سه گوشیها بعدا در ایران پیدا شد ولی اطاقها و ستونهای بزرگ از پیش مورد توجه و الهام بخش مشخصات معماری بعد بوده است .

دورانت :

مهمترین اثر ایران باستان عبارت از پله های سنگی و ایوان و ستونهای تخت جمشید است، پله های خارجی بزرگ که از جلگه به بالای سطحی که روی آن بناها گذارده شده میرسد به هیچ چیز دیگر در تاریخ معماری شبیه نیست، به اندازه ای بلندی آنها تدریجی و روی آنها جادار است که ده اسب سوار میتوانند در یک ردیف از آنها بالا بروند، لابد این پله ها ورودی بسیار جالب به ایوان وسیعی که روی آن کاخهای پادشاهی قرار داشته میداده است، ایوانی که 6 متر و نیم تا 16.5 متر بلندی و 500 متر درازا و 330 متر پهنا داشته، شاهکار معماری ایران چهل منار سالن بزرگ خشایارشاه یکم که با اطاقهای مقدمش فضائی را به مساحت 10 هزار متر مربع میپوشانده، فضائی که اگر به مساحت اهمیت داده شود از کارتاک و از کلیسای اروپائی جز کلیسای میلان بزرگتر است، سیزده دانه از 72 ستون کاخ خشاریارشاه در میان خرابه ها چون درختهای خرما در یک واهه خراب بر پاست ولی ستونهای مرمر گرچه قطعه قطعه شده بین کارهای تقریبا کامل بشر حساب میشود آنها از هر مصری یا یونانی باریکتر و به ارتفاع غیر عادی 21 متر میرسد، در پشت یا در مشرق این چهل منار سالن صد ستون قراردارد که از آن هیچ چیز جز یک ستون و اثر خط دوران باقی نیست .

تخت جمشید یک کاخ عادی برای زندگی شاهنشاهان نبود، بعضی از مورخین از آنجمله یو.پ.پ شاهنشاهی هخامنشی را در حکم نخستین نمونه سازمان ملل میدانند و ازاین رو تخت جمشید را به منزله پایگاه مرکزی این سازمان میتوان شمرد از همه مهمتر آنکه خشایارشاه که قسمت عمده تخت جمشید در زمان او ساخته شده در نبشته ای که بجا گذارده اعلام داشته است که این ساختمان را من برای همه مردم کشورها بنا نمودم .

اگر تخت جمشید با معبد پارتنون آتن مقایسه شود خصوصیات آن بهتر روشن میگردد.

پارتنون نیز به طور مسلم اثری خیره کننده است منتهی در پارتنون زیبائی بوالهوسانه و شهوت انگیز است و قدرت هنوز نیازمند خودنمائی است، مظاهر زیبائی، مظاهر قدرت همه جنبه شخصی و بنابراین محلی و موقتی دارد، چینهای لباس و حالات و حرکات صورتهائی که در پارتنون ساخته شده همه نماینده مردمی در هیجان است و بطور مسلم لااقل یک قسمت این هیجان، نمایده نگرانیهائی است که از کافی نبودن سازمانهای جامعه و عقائد مذهبی نتیجه میشده است .

معبد پارتنون یونان
تخت جمشید ایران

تخت جمشید یکی از عوامل پیشرفت هنر در شاهنشاهی ایران و کشورهای همسایه آن بوده است. در طی تاسیس این بنا یعنی در مدت تقریبا شصت سال هنرمندان و کارگران ملل مختلف در کنار یکدیگر در اجرای نقشه های هخامنشی و زیر نظارت و تعلیمات ایرانیان کار میکرده اند و طبیعی است اگر آنچه در ضمن این تماسهای طولانی آموخته اند به نقاط دیگر برده باشند .