گزارش از زندگی، خانه و ثروت بیل گیتس

کمتر کسی است که حداقل یکبار نام بیل گیتس، رئیس و بنیانگذار مایکروسافت را نشنیده باشد. در حقیقت وی همانند غولی است که با شرکت مایکروسافت توانسته است سه آرزوی بزرگ کابران فناوری اطلاعات و ارتباطات شامل سخت افزار، نرم افزار و سرگرمی را برآورده کند.
غول پنجره جادو در دو سال گذشته با عرضه سیستم عامل ویندوز ویستا، آفیس ۲۰۰۷ و اینترنت اکسپولرر ۷ آروزی کاربران نرم افزار، با عرضه کنسول بازی "ایکس باکس ۳۶۰" رویای کاربران سرگرمی و با معرفی عجیب رایانه دنیا که یک رایانه میزی شگفت انگیز به نام "سطح" (Surface ) است را به واقعیت بدل کرد.
کاربران فناوری اطلاعات در حقیقت ابراز رضایت خود را از غول "پنجره جادو" (سیستم عامل ویندوز) با نظرسنجی هایی که در ماههای گذشته منتشر شده است، اثبات کرده اند.
برای مثال روزنامه " USA Today" که به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد تاسیس خود، نظرسنجی های مختلفی را در پنج شاخه به خوانندگان خود ارائه کرده بود، بیل گیتس را با نظر خوانندگانش به عنوان تاثیرگذار تربن مرد تاریخ در ۲۵ سال گذشته انتخاب کرد.
همچنین یک وبلاگ آمریکایی نیز در روزهای گذشته بیل گیتس را در زمره میلیادرهای موفقی قرار داد که هرگز لیسانس نگرفته اند. اگرچه دانشگاه هاروارد چندی قبل به بیل گیتس به پاس خدماتی که در راه افزایش شهرت این دانشگاه انجام داده است، به وی مدرک افتخاری لیسانس اعطا کرد.
بیل گیتس سال گذشته اعلام کرد که از اکتبر ۲۰۰۸ سکان هدایت مایکروسافت را به " استیو بالمر"، مدیر اجرایی شرکت واگذار می کند و خود به توسعه فعالیت های بشردوستانه "بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس" می پردازد.
● بیل گیتس کسیت؟
ویلیام گیتس سوم (بیل گیتس) در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در سیاتل (واشنتگن) متولد شد و در همان شهر در کنار والدین و دو خواهرش رشد کرد.
پدرش "ویلیام اچ. گیتس دوم" حقوقدان و مادرش، مری گیتس استاد دانشگاه واشنتگتن بود.
ویلیام دوران تحصیلات مقدماتی را در مدرسه دولتی گذراند و دبیرستان را با نظر والدینش به مدرسه خصوصی " لیک ساید" در شمال سیاتل رفت. در این مدرسه و از سن ۱۳ سالگی بود که گیتس برنامه نویسی برای رایانه های شخصی را آغاز کرد اما مدرسه آنها پولی برای خرید یک رایانه نداشت (در آن عصر هنوز رایانه های کوچک امروزی وجود نداشت و رایانه ها، ماشین های محاسباتی بسیار بزرگ و گرانی بودند) بنابراین گیتس ساعت های طولانی را در مرکز " الکتریکی عمومی" شهر می گذراند.
بیل گیتس و پل آلن به همراه دیگر دانش آموزان مدرسه لیک ساید که بسیاری ازآنها بعدها جذب مایکروسافت شدند، توسط رایانه این مرکز تسخیر شده بودند، به طوری که در اتاق رایانه روزها و شب ها می ماندند و وقت خود را صرف برنامه نویسی رایانه، خواندن متن ها و تقریبا بررسی که هر چیزی که می توانست در یادگیری رایانه برای آنها مفید باشد، می کردند و به این ترتیب گیتس و دیگر دانش آموزان با مدرسه خود مشکلات جدی پیدا کردند.
درحقیقت آنها هیچکدام از دروس خود را مطالعه نمی کردند و بنابراین بارها ساعت ها از مدرسه اخراج شده بودند.
در سال ۱۹۶۸ بیل گیتس، پل آلن و دیگر هکرهای "لیک ساید" تصمیم گرفتند "گروه برنامه نویسان لیک ساید" را تشکیل دهند. تشکیل این گروه موجب شد که این دانش آموزان کنجکاو آگاهی خود درباره رایانه ها را در دنیای واقعی به کار گیرند.
در این زمان "مرکز همکاری رایانه" (شرکتی که یک ماشین محاسبه گر بزرگ داشت) در سیستم های رایانه ای خود مشکلاتی را پیدا کرد که موجب نفوذ به اطلاعات این شرکت شده بود. بنابراین تصمیم گرفت از این دانش آموزان برای کشف مشکل سیستم های امنیتی رایانه های خود کمک بگیرد و به این ترتیب اعضای گروه برنامه نویسان لیک ساید توانستند هر زمان که نیاز داشتند از رایانه استفاده کنند.
بیل گیتس بعدها در این خصوص گفت : "سرانجام ما توانستیم برای خودمان یک رایانه داشته باشیم که همان رایانه مرکز همکاری رایانه ای بود و این گونه بود که ما وارد منطق سیستم رایانه ای شدیم."
● بیل گیتس در سالهای جوانی
اگرچه ابن گروه تنها برای پیدا کردن "گیر امنیتی" سیستم این مرکز اجازه استفاده از آن را داشتند اما می توانستند، بسته های تکنیکی که آماده می کردند را با این رایانه آزمایش کنند و از این زمان بود که پل آلن و بیل گیتس استعداد خود را توسعه دادند و این استعداد را برای تاسیس مایکروسافت که هفت سال بعد اتفاق افتاد، شکوفا کردند.
در سال ۱۹۶۹ "مرکز همکاری رایانه ای" با مشکلات مالی زیادی مواجه شد و این بدان معنی بود که "گروه برنامه نویسان لیک ساید" باید به دنبال مکان جدیدی برای استفاده از رایانه می گشتند.
اولین جایی که به آنها پیشنهاد استفاده از رایانه را داد، ISI بود که یک شرکت برنامه نویسی محاسباتی بود. این گروه می توانست آزادانه وارد این شرکت شود و از ماشین محاسباتی پیشرفته آن استفاده کند و در اینجا بود که پسران لیک ساید موفق شدند برای اولین بار برای خدماتی که به شرکت ارائه می کردند، مقداری پول به عنوان دستمزد دریافت کنند.
پروژه بعدی گیتس و آلن راه اندازی یک شرکت بود که نامش را Traf-O-Data گذاشتند. آنها در این شرکت موفق شدند یک رایانه کوچک تولید کنند که برای اندازه گیری ترافیک شهری مورد استفاده قرار می گرفت. از این پروژه آنها توانستند در حدود ۲۰ هزار دلار بدست آوردند. شرکت Traf-O-Data تا زمانی که گیتس به کالج رفت به کار خود ادامه داد.
درسال ۱۹۷۳ بیل گیتس خانه را برای ادامه تحصیل در دانشگاه هاروارد ترک کرد. اما هیچ ایده درستی از اینکه واقعا از تحصیل در دانشگاه می خواهد چه هدفی را دنبال کند، نداشت. این درحالی بود که قلبش برای نشستن درمقابل یک رایانه می تپید!
در کالج هاروارد، بیل یک نسخه از زبان " بیسیک" (BASIC) را برای اولین میکرورایانه MITS توسعه داد.
پل آلن و گیتس همچنان تماس خود را حفظ کردند و بیل به سختی به تحصیلات خود ادامه می داد.
در پابان اولین سال تحصیلی در هاروارد، این دو جوان به این نتیجه رسیدند که آلن باید در محلی که نزدیک هاروارد باشد کار پیدا کند و بنابراین در تابستان همان سال آن دو در Honeywell کار پیدا کردند.
در پایان تابستان آلن بیل را تشویق کرد که یک شرکت نرم افزاری راه اندازی کنند اما پل آلن هنوز مدرسه را ترک نکرده بود و بنابراین امکان راه اندازی شرکت وجود نداشت، اما یکسال بعد (۱۹۷۵) شرایط تغییر کرد.
در این سال بیل گیتس استراتژی های خود را برای تاسیس مایکروسافت تعریف کرد و این استراتژی ها بعدها توانست دنیای رایانه های شخصی و صنایع نرم افزاری را دگرگون کرد.
به این ترتیب مایکروسافت در یک ساختمان دوطبقه راه اندازی شد و گیتس که دیگر هاروارد را ترک کرده بود، تنها در مدت یکسال بیش از ۶/۲ میلیارد دلار برای تحقیق و توسعه نرم افزارهای خود در این شرکت سرمایه گذاری کرد.
در سال ۱۹۹۵ گیتس کتاب The road ahed" (جاده به پیش) را نوشت که چشم اندازی که وی تصمیم داشت "فناوری اطلاعات" را به آنجا برساند، نشان می داد. این کتاب به بیش از ۲۰ زبان منتشر شد و بیشتر از ۴۰۰ هزار نسخه آن تنها در چین به فروش رفت.
در سال ۱۹۹۶، در حالی که مایکروسافت تمایلات جدیدی به سمت فرصت های نوظهور حاصل از اینترنت را دنبال می کرد، گیتس کتاب خود را بازنویسی کرد و در نسخه جدید چشم انداز فناوری اطلاعات در شبکه های فعل و انفعالی رایانه ای را به تصویر کشید.
در همین زمان وی یک شرکت "عام المنفعه" را برای کمک به معلمان تمام دنیا برای وارد کردن درس رایانه در مواد درسی مدارس راه اندازی کرد و در کنار آن شرکت "کوربیس" (Corbis Corp) را تاسیس کرد. این شرکت به جمع آوری اطلاعات تمام دنیا به خصوص عکس پرداخت و تمام این اطلاعات را در آرشیو پیشرفته ای ذخیره کرد.
وی همچنین در Teledesic نیز سرمایه گذاری کرد. این شرکت در حال اجرای پروژه ای است که ۱۰۰ ماهواره را برای ارائه یک سرویس ارتباطی جهانی با انتقال دوطرفه در مدار اطراف زمین قرار دهد.
بیل گیتس در اول ژانویه ۱۹۹۴ با ملیندا فرنچ ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر به نام " جنیفر کاترین گیتس" است که در سال ۱۹۹۶ متولد شد.
● بیل گیتس در کجا زندگی می کند؟
بیل گیتس به همراه خانواده اش در یک خانه ویلایی بزرگ تکنولوژیکی در کنار دریاچه " واشنتگن" زندگی می کند که در نزدیکی مقر مایکروسافت در "ردموند" است.
ارزش این خانه ۵۳ میلیون و ۳۹۲ هزار و ۲۰۰ دلار است که زمین آن به تنهایی ۹ میلیون و ۱۲۲ هزار و ۲۰۰ دلار می ارزد. مالیاتی که بیل گیتس در سال ۱۹۹۸ برای این خانه پرداخت کرد ۶۲۰ هزا رو ۱۸۳ دلار بود. مساحت این خانه در مجموع ۲۰ هزار متر مربع است.
خانه امپراتور نرم افزار در مجموع ۷ اتاق خواب، ۲۴ حمام، ۶ آشپزخانه و ۶ شومینه دارد. مساحت محل خصوصی این خانه ۳ هزار و ۵۰۰ متر مربع است که شامل ۴ حمام و یک اتاق محل خصوصی، یک پارکینگ با گنجایش ۴ خودرو، یک منطقه تکنولوژیکی و زمین بازی است. محل پذیرایی از مهمانان شامل هال ورودی، سالن تئاتر و یک کتابخانه است. سالن ناهارخوری مجهز به اتاق کنفرانس، دو حمام و سرویس بهداشتی است.
این خانه دارای یک اتاق فرماندهی است که تمام کابل های ارتباطی و فیبرهای نوری سراسر خانه به این اتاق منتهی می شوند و چندین رایانه که مجهز به سیستم عامل "ویندوز" هستند تمام سیستم های ارتباطی را متصل کرده و در هر اتاق کنترل کننده های حساس به لمس، نور، موسیقی و دمای اتاق را تنظیم می کنند.
مهمانان این خانه در بدو ورود یک رمز گذر دریافت می کنند که امکان پیدا کردن آنها را در هر نقطه ای از این خانه وسیع فراهم می کند. نور و دیگر دستگاه های این خانه کاملا خودکار عمل می کنند.
استخر این خانه در ابعاد هزارو ۱۸۸ مترمربع است و مجهز به یک سیستم موسیقی قابل شنیدن در زیر آب و یک سقف نقاشی شده با بقایای فسیلی است.
کتابخانه خانه غول مایکروسافت، پذیرای طراحی ها و دست نوشته های "لئوناردو داوینچی" است که گیتس آنها را به قیمت ۸/۳۰ میلیون دلار خریداری کرده است. آثار دست نوشته لئوناردو داوینچی کتابخانه گیتس به قدری معروف است که "دن براون" در کتاب جنجال برانگیز خود " رمز داوینچی" از زبان "رابرت لنگدان"، شخصیت اصلی داستانش به این مضمون می نویسد:" یکروز بیل گیتس به هاروارد آمده بود و دست نوشته ها و طراحی های لئوناردو داوینچی را که در کتابخانه اش نگهداری می کند، در محوطه هاورارد به نمایش گذاشته بود."
● بیل گیتس چقدر پول دارد؟
بیل گیتس از سال ۱۹۹۵ تا سال ۲۰۰۶ به عنوان ثروتمند ترین مرد دنیا انتخاب می شد و تنها در سال ۲۰۰۷ است که این عنوان را به "کارلوس اسلیم" که ثروتش بالغ بر ۸/۶۷ میلیارد دلار است واگذار کرد. کارلوس اسلیم بانفوذترین فرد در شبکه های مخابراتی مکزیک و رئیس گروه "آمریکا مووبل" است.درحال حاضر ثروت امپراتور دنیای نرم افزار به ۲/۵۹ میلیارد دلار می رسد.

دانشجو

دانـــشـــــجـــــــــو

کلمات تشکیل دهنده :

درس بخون
آ
ویزون مباش

نق
نزن
شوخی نکن

جو گیر نشو

ورزیده باش
 

دانشجو کیست ؟

 

 

از دید مسئولین بالا مقام دانشگاه :

 - مهمترین رکن یک دانشجوی نمونه ، پرداخت به موقع  شهریه است .
- در مرحله اول ثبت نام دو چیز کافیست اول پذیرفته شدن و دوم فیش واریزی شهریه ، بقیه مدارک باشه برای بعد ( پول مهمه )
- دانشجو فردی است که باید به موقع و قبل از استاد سر کلاس حضور داشته باشد .
- نگاه او قبل از کلاس به کفشهایش و در کلاس به جزوه هایش باشد .
- فاقد هر گونه آرایش ظاهری ، باطنی ، داخلی و خارجی باشد .
- از خونه مستقیم بره داخل کلاس و بعد از کلاس مستقیم بره خونه .
- هر چی استاد و مسئولین دانشگاه گفتن بگوید چشـــــــــــم .
- کاری به کار کسی نداشته باشه و کلا" چیکار داره که کی به کی یا با کی تا کی چیکار داره !!!
- اگر دانشجویی مذکر با دانشجویی مونث در محیط دانشگاه هم کلام شد باید به کمیته انضباطی مراجعه نموده و توسط منضبطین اونجا جیز شوند .
- پسرا اینور،  دخترا اونور در غیر اینصورت جیــــــــــــــز
 

از دید اساتید محترم و زحمتکش : ( من ارادت ... )

 

- سر کلاس سکوت رعایت شود .
- سوالات سخت مطرح نشود .
- هر کس بیش از 4 جلسه غیبت کند بی تربیت میباشد در نتیجه حذف .
- کسی تیکه نیندازد .
- افراد آخر کلاس ، ندید حذف
- تقلب = مرگ
- پروژه شما کپی است ، نمره بی نمره
- نمره باقالی نیست که آخر ترم بین دانشجویان پخش شود بنابراین درس بخونین .
 

از دید دانشجویان پسر ( بیکاراشون ):

 ( درتمامی موارد مثبت اندیشی فراموش نشود لطفا" )

 

- عشق است دوران دانشجویی مخصوصا" اگه یک شهر دیگه باشی
- شهریه رو که بابا جونی میده خرجمونم که خدا میرسونه
- شب با بر و بچس بریزیم دور هم و تا صبح بگیم و بخندیم
- کلاسهای صبح برای خالی نبودن عریضه ( یا غریزه !! ) است ، روم به دیفال سگ میره کلاس . ( ندید بگیرین این اصطلاحی عامیانه در عین حال نا درست میباشد )
- ساعتهای سرو وعده های غذایی >>>> شام : ساعت 3 صبح به بعد – صبحانه : اگه بیدار بودیم ساعت 12 یک تیکه نون به خاطر رفع بوی نامطبوع دهان میلنبانیم . – نهار : خدا خیر بده دانشگاه که حداقل یک سلف داره و هر چند غذاش به رستورانهای شهرمون نمیرسه !! ولی شکمتو برای چند ساعتی پر میکنه .
- مواد غذایی زمان دانشجویی : قلیون هلو نعناع ، تخمه ، مرغ همسایه ،  تخم مرغ ( همسایه )  ، سیب زمینی ، سوسیس ، قلیون اینسری با طعم لیب سیمو ( سیب لیمو غنی شده ) ، انواع کنسروجات ، نون بسته ای کپک زده  و انواع ترشیجات خونگی
- تفریحات سالم : قلیون - .... بازی ( فرض کنین حکما" مار و پله منظورمه !! ) -  ... بازی ( دخترانه فکر کنین ، عروسک بازی منظورمه ) -  کشتی ( از فرنگی و آزاد گرفته تا کشتی چوخه و کشتی کج ) ، اس ام اس بازی ( معمولا" طرف اس ام اس داخل خوابگاه دختران یافت میشود ) - خدا خیر بده ایرانسل که وقت خالی دانشجویان پر کرده و برای رفع خستگی و فراقت از بار سنگین درسها با طرح بنفشش میتونی از بوق ساعت 12 تا خود 6 فکتو نرمش بدی - قبل از رفتن دانشگاه حدود یک ساعت از وقتهای  باطله جلو آینه میگذره و اینجا موها و ریش و سبیل تازه روییده بسیار نمایان شده و دقت و تمرکز بیشتری لازم دارن – آب بازی تفریح سالمی هست که در هر خونه ای جای خاص خودش داره و باعث تمیزی و شادابی روحیه دانشجویان شرکت کننده میشه – در زمانهای گذشته دانشجویان هفته ای یک بار برای خلاص شدن از یکنواختی و ایجاد تنوعی در برنامه هاشون مراسم جر دادن داشتن که خوب الان به خاطر تورم و خارج شدن از زندگی غار نشینی  کمتر از این مراسم دیده میشه و تقریبا" به منسوخجات پیوسته . مراسم به صورت خیلی ناگهانی و پنهانی شروع میشد به این صورت که زیر پوش و یا پیراهن همخونه ای عزیز جرانده*  میشد و به محض روی دادن چنین اتفاقی همگی باید خودشون آماده جریده*  شدن میکردن و آروم به کمک دوست دیگر جرانده*  میشدن  و در اینجا دوستانی که مقاومت میکردن غیر از هدف اصلی که پیراهن و معمولا" زیرپوششون بود جاهای دیگرشون هم مورد تجرید* قرار میگرفت و منجرد* میشد ( * صرفهای مختلف جـــر بر وزنهای مختلف )
- مراسم قبل از خواب که بعضی وقتها جلو خواب گرفته و یا آسیبهای جسمی خطیری در پی دارن . ( منظورم همون بالش بازی و یا نمونه غیر انسانی اون به وجود آوردن چندین طبقه انسانی و یا لحاف تشکی  بر روی اولین نگون بختی که خوابش ببره )
- ضبط و نوارها و سی دیهای مختلف خوانندگان هم که از نون شب واجب تره .
- حرکات موزونی که گاها" به صورت سمبل در اومده و داخل کلاسهای درس هم نمایان میشه .
 
 

عواید و دست یافتهای این گروه در طول  و آخر ترم :

- نمرات درخشان
- سوز عاشقی
- سینه ای پر آه و پردود
- لباسهایی مستاجر*
- لوازم منزلی که گویای وقایعی تاریخی هستند که در طول این دوران به سرشون اومده از قبیل سوراخهای فراوان و دور سوخته  به خاطر زغال قلیون ، رنگهای زرد آثار چای و آبهای مخصوص مراسم ، موهای فراوان به علت ریزش شدید موها و پشمونجات
- اعضا و جوارحی مصدوم به علت درگیریهای مختلف
- فراگیری آشپزی مخصوصا" از نوع ماکارونی و پلوتن ( تن ماهی + برنج)
- زخم معده
- بی خوابی مفرط و جغد گونه
- گوش گرفتگی ( طرح بنفش )
- مرض شست گرفتگی ( به علت تعدد اس ام اس )
 

 خوب به علت زیاد شدن مطلب باز مجبورم در دو قسمت بفرستم

قسمت دانشجویان دختر بیکار و دانشجویان شاغل در قسمت بعدی بخونین .

 گروه روزنه  نویسنده : وتوس